دوشنبه, 27 آذر 1396

زیر پوست حوزه

پذیرش حوزه علمیه بدون آزمون ورودی

شنیده شده است علاقمندانی که نتوانسته اند در آزمون کتبی ورودی حوزه علمیه شرکت کنند می توانند با مراجعه به مدرسه مورد نظر و با موافقت مدیر مدرسه پذیرش شوند البته بشرط معدل نسبتا خوب و قبولی در آزمون شفاهی.


افزودن نظر » ادامه مطلب...

اخبــار حــوزه

آیت الله موسوی نژاد درگذشت

*آیت الله سید محمد موسوی نژاد (متولد دهم دیماه سال 1310 هجری شمسی) در مشهد به دنیا آمد پس از گذراندن دروس مقدمات و سطح و چند سالی درس خارج فقه و اصول شیخ هاشم قزوینی، شیخ مجتبی قزوینی، آیت‌الله میلانی، میرزاجوادآقا تهرانی و آیت الله مروارید حاضر شد سپس برای ادامه تحصیل به نجف اشرف هجرت کرد و در دروس مانند آیت‌الله العظمی خوئی و آیت الله العظمی شاهرودی شرکت کرد.   *وی در سال 1349 به توصیه، حمایت و راهنمایی میرزاجوادآقا تهرانی مدرسه‌ علمیه‌‌ای در انتهای کوچه چهارباغ برای تربیت و تحصیل طلاب به سبک و سیاق متفاوت و منحصر به راه انداخت. طلاب فاضل و برجسته‌ای تحت مدیریت مستقیم ایشان در این مدرسه که بعدها به نام ایشان شهرت یافت مدارج علمی حوزه را در کنار درس اخلاق و عقاید و احکام گذرانده‌اند   *توجه به مسائلی اخلاقی و معنوی، انس با آداب، ادعیه و قرآن و اهتمام به نماز شب و نوافل در کنار توجه گسترده وخاص به دروس در کنار تحقیق و تفحص و...

معرفی کتاب

جریان‌های فکری در حوزه معاصر قم

«جریان یا جریان‌های فکری در حوزه معاصر کدام‌اند؟ ویژگی‌های آنها کدامند؟ چه کسانی آنها را نمایندگی می‌کنند؟ مبانی فکری این جریانها چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند؟ جریانهای فکری در حوزه معاصر در چه سطوحی فعالیت می‌کنند...


ادامه مطلب...

چرا برخی از طلبه ها امام جماعت مساجد نمیشوند؟

در سالهای اخیر تعداد ورودیهای حوزه های علمیه افزایش نسبتا چشمگیری داشته است و طبیعتا برخی از حوزه های علمیه قدیمی احیا شده و حوزه های جدیدی نیز احداث شده است تا پاسخگوی علاقمندان باشد اما با کمال تعجب تعداد زیادی از مساجد در روستا ها و تعدای از مساجد شهری فاقد روحانی هستند براستی چرا برخی از مساجد روحانی ندارند؟ چرا طلبه ها علاقه ای ندارند تا امام جماعت مسجد باشند؟

 

برخی از طلبه های خوش فکر جوانِ پرتلاش و فداکار در مساجد مشغول فعالیت هستند و بعضا بخوبی نیز توانسته اند مسجد را آباد کنند و منشا خدمات خوبی برای مردم باشند از این رو مخاطب این بحث این بخش از طلبه ها نیستند.

 

1- عدم تلبس همه طلاب: از تعداد طلبه هایی که در حوزه علمیه درس میخوانند تعدادی از طلبه ها تمایلی به پوشش لباس ندارند و تعداد کمی از آنها ملبس به لباس روحانیت میشوند برخی از کسانی که لباس روحانیت میپوشند نیز به عللی بعد از چند سال لباس را کنار میگذارند از این رو طلبه های ملبسی که بصورت دائمی لباس بپوشند کم بوده و به تبع آن مساجد با کمبود روحانیان مواجه خواهند شد.

 

2-ماندگار شدن در قم: طلبه ها مبتدی پس از طی تحصیلات مقدماتی در شهرستانها برای ادامه تحصیل به قم مهاجرت میکنند و به خاطر امکانات علمی قم و فضای اجتماعی مناسب برای زندگی طلبگی، چندان تمایلی به بازگشت به شهرستانها ندارند اگر چه برخی از طلبه ها ممکن است وقت خود را در قم به بطالت بگذرانند اما زندگی در قم را بر زندگی در شهرستان ترجیح میدهند همین مساله باعث میشود که طلبه های در شهرستان یا روستا کمتر حضور داشته باشند البته ممکن است بصورت مقطعی در ایام تبلیغی در شهرستانها حضور داشته باشند.

 

3-مساله ای بنام معیشت: طلبه های ملبسی که در شهرستان حضور دارند ممکن است از نظر معیشتی دچار مشکل باشند و بخواهند در کنار برپایی نماز جماعت کار تبلیغی و فرهنگی انجام دهند تا از این طریق هزینه ایاب و ذهابی دریافت کنند، از این رو ترجیح میدهند تا بجای مسجد که هم پر زحمت است و هم درآمدی ندارد نماز و تبلیغ را در اداره یا خوابگاهی دانشجویی دنبال کنند چرا که هم تعطیلات دارد و هم چند دقیقه ای بیشتر وقت نمیبرد ضمن آنکه ممکن است برای رفت و آمد نیز وسائط نقلیه ارگان مذکور اقدام کند که نور علی نور است بماند اینکه ممکن است در نماز جماعت سازمانی بیشتر از چند نفر شرکت نکنند و عده ای از کارمندان نیز به اسم نماز محل خدمت را بقصد شب نشینی با همکاران ترک کنند.

 

4- سختی نماز جماعت مسجد: امام جماعت بودن در مسجد از کارهای شاق و پر زحمت است خصوصا اگر نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را یک امام جماعت برگزار کند چرا که در این صورت امام جماعت باید خود را وقف مسجد کند یک روز غیبت از نماز میتواند صدای هیات امنا و نمازگزاران را درآورد، حساب کنید روزهای تعطیل، عید، روزهای برفی، روزهای گرم و داغ و همه و همه را که امام جماعت باید سر وقت حاضر باشد و نماز را به پا دارد، این مساله اول کار است چرا که امام جماعت باید در کنار نماز برای مردم سخنرانی کند و این مساله نیاز به اختصاص وقت برای آماده کردن مطالب دارد، مراجعات مردمی بعد از نماز نیز مقوله دیگری است که بغیر از اختصاص وقت ممکن است حواشی داشته باشد از سوی دیگر امام جماعت باید با نمازگزاران ارتباط برقرار کند و در شادی و غم آنها شریک شود ممکن است روزی نمازگزاری از مکه آمده باشد که باید به خانه او سر زد روز دیگر مادر یکی از نمازگزاران فوت کرده است، روز دیگر مستمندی مراجعه کرده و نمیتوان برای او کاری کرد وباید از نظر ذهنی در رنج باشی که این مستمند چگونه گذران میکند و این قصه سر دراز دارد، واقعیت این است که روحیه برخی از طلبه های امروزی با این کارها سازگار نیست و این مسولیتها را بعنوان دردسر در نظر گرفته و از پذیرش آن خودداری میکند.

 

5-پرستیژ اجتماعی: طلبه های امروزی کمتر علاقه ای دارند در یک مسجد دورافتاده بی نام نشان فعالیت کنند، آنها ترجیح میدهند مدیر یک موسسه فرهنگی باشند که نمایشگاه برگزار میکند پوستر چاپ میکند یا برنامه های پرسرو صدا برگزار میکند، یا اینکه در صدا و سیما حضور داشته باشند وکل ملت را هدایت کنند یا اینکه ترجیح میدهد مجالسی پرشور برگزار کند با مراجعه کنندگان بسیار، از این رو ترجیح میدهد بجای اینکه به او امام جماعت بگویند وی را فعال فرهنگی یا مدیر فرهنگی قلمداد کنند، گویا دیگر مساجد برای فعالیت برخی از طلبه ها جذابیتی ندارد. از نظر انها میتوان کارهای پرسر و صدا انجام داد و ظرف چند مدت در کشور مشهور شد و درسطح ملی کارهای فرهنگی انجام داد ما را چه به یک مسجد کوچک. از سوی دیگر با مذاق طلبه ای امروزی خوش نیست که یک نفر در مسجد بلند شود و برای امام جماعت نذریه جمع کند.

 

6- طلبه های شاغل: از طلبه های ملبسی که به شهرستان برمیگردند برخی در ادارات و دوایر دولتی مشغول کار میشوند و بمرور در آن سیستم هضم میشوند کم کم روحیات طلبگی و وظایف تبلیغی کمرنگ میشود و حتی طلبه لباس را بخاطر وظیفه سازمانی میپوشد از این رو بعد از انکه از اداره به خانه می آید سریعا لباس را به گوشه ای میگذارد و خلاص، این قسم از طلبه ها بعنوان امام جماعت که هیچ بلکه بعنوان یک مسلمان نیز در نماز جماعت مسجد شرکت نمیکنند و حالی برای اینکارها ندارند.

 

7- روحانیان روشنفکر: برخی از طلبه ها و روحانیان که بعضا تحصیلات دانشگاهی نیز دارند حاضر نیستند امام جماعت شوند تصور آنها از نماز جماعت مساجد، حضور در جمع های عوامانه است که نتیجه چندانی برای خود او ندارد از این رو ترجیح میدهد در جمع های نخبگی حاضر شود، میگوید در دانشگاه روزانه در چند کلاسی که میروم با صدها دانشجوی جوان محشور هستم و اگر بتوانم همانجا تبلیغ میکنم بهتر از مسجدی است که دوصف جماعت پیر و نامتوازن در آن جمع هستند.

نظرات   

 
+1 #41 محمود مهدی پور میگه 1393-07-16 06:21
برادر عزیز سلمان
سلام بودجه دولت اسلامی برای اقامه نماز وهدایت فکری جامعه است.
پولی که صرف ورزش کفار
ورزش بانوان ونمایش مسابقات ورزشی ونمایش بدن های لخت ورزشکاران به ناموس مسلمانان می شود گناه کبیره است.ملیارد صرف ورزش می شود هیچ نمی گویید .ازاوفاف خود مسلمانان کمک به مسجد را ناروا می شمرید.
نقل قول
 
 
+1 #40 fathi میگه 1391-11-03 12:45
سلام آقا رضا خیلی عالی بود :oops: :-|
--------
سلام ممنونم از لطف شما
نقل قول
 
 
0 #39 محمود میگه 1391-10-25 08:48
با سلام وضعت خوب شده ها معرفت به اون گرانی را خریدی خوش بحالت با مرام بی مرام
نظر من درباره مطلب شما:خودت به بند 4و5خیلی شبیه هستی
-----------
سلام اقا محمود خب من یکی از این طلبه ها هستم
نقل قول
 
 
+1 #38 سلمان محمدی میگه 1391-10-24 08:41
سلام. جناب تاران عزیز. ببخشید که ما پیله کرده ایم ها! اما میگویید هر دولتی "برای ارتقای فرهنگی مردم جامعه خودش زمینه سازیهایی را انجام میده اما خب باید برای همه مردم اینکار را انجام بده نه برای مردم خاص."
و ظاهرا میخواهید با این بیان، کارِ حرامِ کمک به مسجد از محل بودجة عمومی را توجیه کنید. اما یک لحظه تصور کنید وضعیتی را که در آن:
1. دولت به مساجد کمک نمیکند و اصلا کاری به کار دین مردم ندارد.
2. مردم دین باور، خودشان پول روی هم میگذارند و مساجد شان را مبسازند و اداره میکنند.
این وضع برای آن که مردم آزادانه و آگاهانه دین را قبول کنند، مساعدتر است یا الان؟
نقل قول
 
 
0 #37 شیدا فراهانی میگه 1391-10-23 10:14
سایت جدید مبارک....
خیلی دیر انگار پیداتون کردیم.......
-----------------
سلام وادب
خب هروقت جلوی ضرر را بگیری منفعته.
نقل قول
 
 
-1 #36 مهدی و ... میگه 1391-10-21 22:45
سلام علیکم

اینکه بند یک فرمودین « عدم تلبس همه طلاب » حتی خود قرآن از لفظ همه استفاده نکرده شاید لفظ اکثر جایگزین خوبی باشه؟!!

انتخاب کلمه پرستیژ Prestige که در لغت به معنای خیال واهی ، فریبندگی ، سحرآمیز ، اعتبار و نفوذ می باشد برای مطالب بند 5 هرچند بسیار متناسب است ولی باید توجه داشت که از زبان فرانسوی وارد شده و....

راستی نگفتید داستان کوتاه طلبگیتون تموم نشد بذارین ما هم بخونیم؟

ضمنا چرا بر سر در سایتتون و یا بالای مطالبتون بسم الله الرحمن الرحیم نگذاشتید؟؟
------------------
سلام وادب
ببینید منظور از همه این نبود که هیچکدام از طلبه ها ملبس نمیشن، بلکه منظور این بود که بعضیا میشن اما نه همه. شایدم چون از زبان اذری در ذهنم به فارسی ترجمه کردم اینجوری دراومده.
در مورد پرستیژ قبول کلمه منزلت و شان اجتماعی فارسی است و شاید بهتر بود اما خب پرستیژ معنای بیشتری را میرسونه.
در مورد داستان کوتاه راستش بدم نمیاد اول در یکی از مجلات چاپ بشه بعد بذارم اینجا.
درمورد بسم الله هم اصلا یادم نبوده.
ممنونم از نکته سنجی شما.
نقل قول
 
 
0 #35 سلمان محمدی میگه 1391-10-21 21:24
سلام. از شما تعجب میکنم جناب تاران. یعنی منطقی است و موجه است که دولتی برای مسلمان کردن مردم، از محل غصب و حرام به مساجد کمک کند؟!!
آن وقت میفرمایید کمونیستها بودند که میگفتند "هدف وسیله را توجیه می کند"؟!!!
-------------------
سلام وادب
منظور منکه این نبود، ببینید دولت چه اسلامی وچه غیر اسلامی برای ارتقاع فرهنگی مردم جامعه خودش زمینه سازیهایی را انجام میده اما خب باید برای همه مردم اینکار را انجام بده ه برای مردم خاص.
نقل قول
 
 
+2 #34 يعقوب میگه 1391-10-21 20:22
سلام
شما چه طلبه با كلاسي هستين رمان ميخونين ،سايت دارين ، تا نصف شب كتاب ميخونن، فعاليت هاي فرهنگي ميكنين و...
زكات علمتون رو هم كه دو سال دادين كافيه.
من خودم بچه آخوندم تا سيزده سالگي قم بزرگ شدم ولي دقيقا موقعي كه زمان درس خوندن و پيشرفت ما بود و نياز به امكانات داشتيم اومديم يكي از روستاهاي تبريز پدرم هفده ساله كه امام جماعت اينجاس تو اين هفده سال تعداد غيبت هاش از نماز جماعت انگش شماره ولي افسوس كه كسي نفهميد به جز خدا مطمئنم جايگاهش نزد خدا خوبه ولي فقط ميتونم بگم زندگي شيش تا بچه تباه شد چون هم از اين دنيا مونديم هم از اون دنيا هر جا ميريم ميگن بچه آخونده و فلان از اين ور قشر به اصطلاح مذهبي بيشتر دل آدمو ميسوزونن
مخلص كلام اينكه بيرون اومدن از قم دل شير ميخاد البته خودتون اينو بهتر از من ميدونين كه ........
--------------------
سلام وادب
ممنونم از لطف شما.
اولا فکر میکنم حتما اجر و جایگاه پدرتون نزد خداوند محفوظه واقعا کسی در این فضاها باشه میفهمه چه فداکاری کرده ایشون و خانوادشون.
دوما من به وب شما مراجعه کردم گویا شکر خدا شما پیشرفت خوبی داشتین و همه تلاشتونو دارید انجام میدید.
اما خب واقعا هرکسی راضی نمیشه اینده خودش و فرزندان و خانوادشو بذار کنار و بره در یه روستای دور افتاده تبلیغ کنه.
نقل قول
 
 
-1 #33 سلمان محمدی میگه 1391-10-20 20:00
3. میفرمایید "اما اکثر مساجد به صورت خودجوش اداره میشوند". جسارتا این "خودجوش" از قبیل همان تظاهرات خودجوش است ها. کدام خودجوش برادر؟ لااقل در تهران که من خبر دارم، مسجدی که بودجه های دولتی را پس بزند، اندک است. در هر حال بعید میدانم آنچه دولت از محل بودجة عمومی به نحو تبعیض آمیزی صرف مسلمین میکند، "امتیازاتی ولو اندک" باشد.
++++++++++
با این اوصاف، حکم این نمازها چه میشود؟ الله اعلم.
---------------
3 با سلام وادب
البته من اطلاعات کاملی بر مناطق مختلف ندارم اما انچه دیده ام معوملا اداره مساجد با کمک های مردمی بوده است و البته من نمیخام فرمایشات شما را رد کنم ممکن است انگونه نیز باشد
من به تعدد با برخی از مساجد ارتباط داشته ام انچه من دیدم جمع اوری کمک مردمی بود و البته نه مردمی ساختگی،البته بر اساس منطق اسن کار دولت زمینه ساز دیندار شدن مردم باید باشد در اینصورت حتی پرداخت بخشی از هزینه ها توجیه میشود.
نقل قول
 
 
-1 #32 سلمان محمدی میگه 1391-10-20 19:59
(ادامة نظر قبلی)
2. گفته اید قبول دارید که "برپایی نماز در ادارات و مراکز دولتی با هزینه دولتی است". اما مشکل این نمازها فقط این نیست که "باعث شده است کمتر نتیجه گرفته شود". خیر! مگر دولت از کجا این هزینه ها را تأمین میکند؟ جز از کیسة ملت؟ و آیا ملت به این هزینه کرد راضی است؟ در این مبتی که هزینة این نمازها از کیسة او پرداخته میشود، غیرمسلمان هم هست. آیا دولت به همین تناسب به کلیساها . کنیسه ها هم کمک میکند؟! و آیا مکانها و زمانهایی که به این ترتیب برای این نمازها اختصاص داده میشود، مصداق غصب نیستند؟
ادامه دارد ...
---------------
2- همه ادیان دیدگاههای مونیستی دارند و ادعایشان این است که حقیقت واحد هستند طبیعی است که در کشوری که بر اساس دین اداره میشود اجازه ندهند دین دیگری رشد کند ولو اینکه در شعار غیر این گفته شود، البته بماند که در قانون اساسی ما چنین چیزی به رسمیت شناخته شده است، ببینید نمیتوان یک کشور مذهبی را با کشورهایی که اساسا دینی نیستند مقایسه شود البته بنده قصد دفاع کردن تا تخریب را ندارم منطق کار را عرض کردم.
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی