سه شنبه, 06 تیر 1396

زیر پوست حوزه

پذیرش حوزه علمیه بدون آزمون ورودی

شنیده شده است علاقمندانی که نتوانسته اند در آزمون کتبی ورودی حوزه علمیه شرکت کنند می توانند با مراجعه به مدرسه مورد نظر و با موافقت مدیر مدرسه پذیرش شوند البته بشرط معدل نسبتا خوب و قبولی در آزمون شفاهی.


افزودن نظر » ادامه مطلب...

اخبــار حــوزه

آیت الله موسوی نژاد درگذشت

*آیت الله سید محمد موسوی نژاد (متولد دهم دیماه سال 1310 هجری شمسی) در مشهد به دنیا آمد پس از گذراندن دروس مقدمات و سطح و چند سالی درس خارج فقه و اصول شیخ هاشم قزوینی، شیخ مجتبی قزوینی، آیت‌الله میلانی، میرزاجوادآقا تهرانی و آیت الله مروارید حاضر شد سپس برای ادامه تحصیل به نجف اشرف هجرت کرد و در دروس مانند آیت‌الله العظمی خوئی و آیت الله العظمی شاهرودی شرکت کرد.   *وی در سال 1349 به توصیه، حمایت و راهنمایی میرزاجوادآقا تهرانی مدرسه‌ علمیه‌‌ای در انتهای کوچه چهارباغ برای تربیت و تحصیل طلاب به سبک و سیاق متفاوت و منحصر به راه انداخت. طلاب فاضل و برجسته‌ای تحت مدیریت مستقیم ایشان در این مدرسه که بعدها به نام ایشان شهرت یافت مدارج علمی حوزه را در کنار درس اخلاق و عقاید و احکام گذرانده‌اند   *توجه به مسائلی اخلاقی و معنوی، انس با آداب، ادعیه و قرآن و اهتمام به نماز شب و نوافل در کنار توجه گسترده وخاص به دروس در کنار تحقیق و تفحص و...

معرفی کتاب

جریان‌های فکری در حوزه معاصر قم

«جریان یا جریان‌های فکری در حوزه معاصر کدام‌اند؟ ویژگی‌های آنها کدامند؟ چه کسانی آنها را نمایندگی می‌کنند؟ مبانی فکری این جریانها چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند؟ جریانهای فکری در حوزه معاصر در چه سطوحی فعالیت می‌کنند...


ادامه مطلب...

حجابی بنام ادبیات آخوندی

گویند چند نفری از متشرعین در باب ذبح شرعی اختلاف داشتند محضر عالمی شرفیاب شدند و مسئله خود را با عالم درمیان گذاشتند، آن عالم گفت: اگر عوداج اربعه منقطع شود فحلال و الا فحرام، مخاطبین که معنای این کلمات را متوجه نمی شدند به یکدیگر گفتند: حاج آقا فعلا قرآن میخواند بهتر است برویم و بعدا می آییم. 

 

همین اول کار گفته باشم که منظورم این نیست که بگم دلیل اصلی فاصله گرفتن برخی از مردم از روحانی ها سبک صحبت کردن طلبه هاست، یا اینکه نمیخوام بگم که فهم کردن یکدیگر فقط از طریق الفاظ اتفاق میفته و اگر یه طلبه ای از این الفاظ امروزی استفاده کنه اما منطق نداشته باشه مردم حرفشو قبول میکنن نه بحث اینا نیست میخوام بگم که استفاده از کلمات عرف جامعه در ارتباط گیری نقش داره همین.

 

حساب کنید یه نفر از آدمهای ششصد سال پیش زنده شده و شما دارین باهاش حرف میزنید بنظرم فهم زبان هم خیلی سخته، ممکنه کلماتی را بکار ببره که امروزه کسی از اون کلمات استفاده نمیکنه برای همین شما باید برای فهم چند جمله، کلی انرژی و وقت بذارین تا بتونید منظور این شخص را متوجه بشید. حالا بماند اینکه آیا میشه همدیگر را فهمید و درک کرد یا نه.

 

 نمیدونم با یه روحانی یا طلبه حرف زدین یا نه؟ بعضی از اونا از ادبیات عجیب و غریبی استفاده میکنند ممکنه در یه روز عیدی به شما بگه اسعدالله ایامکم، یا بخواد از شما تشکر کنه بگه سعیکم مشکور، یا بجای خدا حافظی بگه فی امان الله ، یا بعد نماز بگه تقبل الله، یا صبح که شما را میبینه بگه: صبحکم الله بالخیر و.... این ادبیات اگر چه ممکن است در بین برخی از روحانیان مشهور باشد و آنها بواسطه تکرار این کلمه ها بتوانند با همین عبارتها باهم ارتباط برقرار کنند اما باید توجه داشت که این عبارت ها برای مردم عادی چندان جالب نیست و حتی مکرر این عبارت ها از طرف مردم به تمسخر گرفته میشود حتی ممکنه در یه مجلس طلبه جوانی که این جور حرف میزنه و اداهای آخوندی درمیاره، جوونا بگن حاج آقا را راهنمایی کنید بره بشینه پیش پیرمردها اونا همدیگرو بهتر درک میکنن.

 

یه حاج آقای به اصطلاح امروزی داشت برای بچه های زیر هشت سال حرف میزد، شمردم در یه سخنرانی پنج دقیقه ای که خیلیم سعی میکرد خودشو امروزی و صمیمی نشون بده، بیشتر از بیست کلمه استفاده کرد که حاضرم قسم بخورم حتی یک نفر از این بچه ها معنای این کلمات را نمیدونستن، خب بچه ای که یکی دوبار از این حاج آقاها را به اجبار زیارت کنه و نتونه باهاش ارتباط بگیره و حاج آقا را بفهمه، خب معلومه یه ذهنیتی ایجاد میشه که سخته بعدها درست بشه.

 

1-در محافل علمی و تخصصی هر کسی از زبان خاص خودش استفاده میکند، مثلا پزشکان در محیط خودشان از کلمات و ادبیات خودشان استفاده میکنند، اما وقتی با یه بیمار صحبت میکنند باید براش دقیق توضیح بدهند که مشکل بیمار چیسست، اگر یک بیمار دو سه بار به یک پزشکی مراجعه کرد و حس کرد نمیتواند پزشک را بفهمد دیگر به آن پزشک مراجعه نمیکند، در مورد مسائل اجتماعی و دینی مساله خیلی دقیق تر از اینهاست، وقتی یک اندیشه میخواهد در جامعه جایی داشته باشد علاوه بر پشتوانه منطقی باید در قالبی و ادبیاتی باشد که مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند.

 

2-در ارتباط های اجتماعی زبان نقش مهمی در فهم همدیگر دارد از این رو استفاده از کلماتی که دیگران نیز با آن کلمات آشنا هستند به درک بهتر طرفین خواهد انجامید، مخاطبی که به یک روحانی مراجعه میکند دوست دارد پاسخ پرسش خود را بصورت ساده و البته منطقی دریافت کند تا نیاز خود را رفع کند از این رو استفاده از این ادبیات مخاطب را با ابهاماتی مواجه میکند و همین مساله میتواند دلیلی باشد بر اینکه دیگر به این روحانی یا طلبه مراجعه نکند. مساله بعدی این است که در ارتباطهای اجتماعی باید برای ارتباط بهتر از مشترکات سخن گفت تا همنوایی ایجاد شود تا ارتباط ادامه داشته باشد، استفاده از ادبیات آخوندی این همنوایی را بشدت دچار آسیب میکند.

 

3-بخشی از ادبیات آخوندی از اصطلاحات اسلامی هستند مانند حرام، حلال، مستحب، مکروه، بسیاری از این اصطلاحات در بین مردم مسلمان جا افتاده است و استفاده از کلمات جایگزین شاید نتواند کارکرد این کلمات را داشته باشد اما بسیاری از اصطلاحات آخوندی، کلمات عربی هستند که لزوما ربطی به اسلام ندارند و بیشتر ادا و اطفار آخوندی هستند از این رو استفاده از این کلمات حجابی را بین مخاطب و طلبه ایجاد میکند.

نظرات   

 
0 #25 افراسیاب میگه 1394-11-05 22:09
آقا رضا من پزشک ساکن خارج کشور هستم. علاقه مند بودم که یک اطلاعات کلی‌ از حوزه‌ها بگیرم که به طور اتفاقی کسی‌ وبلاگ شما را معرفی‌ کرد. فقط خواستم بسیار تشکر کنم از این وبلاگ جامعی که دارید. بسیار استفاده بردم. خیر پیش.
-------------
سلام وادب
ممنونم از لطف شما
نقل قول
 
 
+2 #24 بنده خدا&&& میگه 1394-06-20 15:51
سلام.برادر تاران بعضی وقتا احساس میکنم که شما یا آخوند نیستید یا روحانیت ستیزید.حالا کدومش هستید؟؟؟؟؟
نقل قول
 
 
-1 #23 منیژه میگه 1394-03-04 08:31
ببخشید، خیلی زحمت کشیدید، کلمه ی «اوداج» رو عوداج نوشتید!!
نقل قول
 
 
0 #22 l میگه 1393-07-10 12:23
عوداج؟
نقل قول
 
 
+1 #21 منم دیگه!! میگه 1393-05-27 14:25
سلامی چو بوی خوش آشنایی!!
چطوری؟ خوبی؟ الحمدلله، بهترین دعاها رو برای برادر خوبمون کنار گذاشتیم...
مثل همیشه عالی بود
این ارتباط گرفتنه خیلی کار سختیه ها انصافا، طلبه باید هرچی بلده بیاره با صداقت و یکدلی که تو صحبتای معمولی هست بیان کنه...و اگر این کلمات از اعماق دل خود طلبه نباشه مخاطب احساس بیگانگی میکنه و طلبه رو نمیفهمه...اینجا ست که اگه طلبه هرچی میخونه رو با جون و دل فهم نکنه ضرر کرده...

موفق باشید
-------------
سلام وادب
ممنونم
یا علی علیه السلام
نقل قول
 
 
0 #20 ته میگه 1393-04-06 22:00
بسیمننخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخمزطططططططططططططططططط
-----------------
سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسلاممممممممممممممممممممممممممم
نقل قول
 
 
0 #19 محمد میگه 1393-02-02 10:34
دوست عزیز اولا اوداج اربعه نه عوداج اربعه
جمله ی صحیح مربوط به مرحوم ملا آقای دربندی هست که فرموده بود : اگر فدی اوداج اربعه شده باشد صح والا فلا.
ثالثا ادا اطفار غلطه ادا و اطوار درست جمع طور.
البته ماشاالله متنتون غلط غلوط زیاد داشت که بعضیشو عرض کردم لکن این چه طرز صحبت کردنه که ادا و اطوار آخوندیه؟ این اصطلاحاتیه که کتب حوزوی باهاش نوشته شده و طلاب از بس که با آن درگیر هستند دیگه وارد فرهنگشون شده و کسی قصد ادا درآوردن نداره - باید بابت این تهمتی که زدید خجالت بکشید و استغفار کنید...
---------
سلام ممنونم از تذکرتون.
نقل قول
 
 
0 #18 فتحی میگه 1393-01-23 07:44
سلام خسته نباشی؛ اوداج اربعه نه عوداج .
نقل قول
 
 
0 #17 مجيد میگه 1392-06-15 11:48
تذکر به جایی بود...
اما اگر بخواهیم حرف تاریخ نویسان را جدی بگیریم
بایستی یک جایی یا یک کسی این ادبیات را برای حفظ در تاریخ ثبت کند... چیز جالبی میشود!!
نقل قول
 
 
+1 #16 سلامی میگه 1392-05-12 14:50
به نظرم خوانندگان طلبه این وبلاگ بسیار کم هستند و آن عده هم که طلبه هستند طلبه های مقدمات خوان هستند چون هیج یک تذکر ندادند که عوداج اربعه نداریم «اوداج جمع وَدَج، عبارت است از مری (مجرای طعام)، حلقوم (مجرای نفس که روی مری قرار دارد) و شاهرگهای دو طرف حلقوم، » یعنی اوداج اربعه صحیح است
----------
سلام وادب
اقا ممنونم از تذکر شما خداییش اصلا دقت نکرده بودم
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی