چهارشنبه, 01 آذر 1396

زیر پوست حوزه

پذیرش حوزه علمیه بدون آزمون ورودی

شنیده شده است علاقمندانی که نتوانسته اند در آزمون کتبی ورودی حوزه علمیه شرکت کنند می توانند با مراجعه به مدرسه مورد نظر و با موافقت مدیر مدرسه پذیرش شوند البته بشرط معدل نسبتا خوب و قبولی در آزمون شفاهی.


افزودن نظر » ادامه مطلب...

اخبــار حــوزه

آیت الله موسوی نژاد درگذشت

*آیت الله سید محمد موسوی نژاد (متولد دهم دیماه سال 1310 هجری شمسی) در مشهد به دنیا آمد پس از گذراندن دروس مقدمات و سطح و چند سالی درس خارج فقه و اصول شیخ هاشم قزوینی، شیخ مجتبی قزوینی، آیت‌الله میلانی، میرزاجوادآقا تهرانی و آیت الله مروارید حاضر شد سپس برای ادامه تحصیل به نجف اشرف هجرت کرد و در دروس مانند آیت‌الله العظمی خوئی و آیت الله العظمی شاهرودی شرکت کرد.   *وی در سال 1349 به توصیه، حمایت و راهنمایی میرزاجوادآقا تهرانی مدرسه‌ علمیه‌‌ای در انتهای کوچه چهارباغ برای تربیت و تحصیل طلاب به سبک و سیاق متفاوت و منحصر به راه انداخت. طلاب فاضل و برجسته‌ای تحت مدیریت مستقیم ایشان در این مدرسه که بعدها به نام ایشان شهرت یافت مدارج علمی حوزه را در کنار درس اخلاق و عقاید و احکام گذرانده‌اند   *توجه به مسائلی اخلاقی و معنوی، انس با آداب، ادعیه و قرآن و اهتمام به نماز شب و نوافل در کنار توجه گسترده وخاص به دروس در کنار تحقیق و تفحص و...

معرفی کتاب

جریان‌های فکری در حوزه معاصر قم

«جریان یا جریان‌های فکری در حوزه معاصر کدام‌اند؟ ویژگی‌های آنها کدامند؟ چه کسانی آنها را نمایندگی می‌کنند؟ مبانی فکری این جریانها چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند؟ جریانهای فکری در حوزه معاصر در چه سطوحی فعالیت می‌کنند...


ادامه مطلب...

بنای حوزه علمیه بر اساس تعمق و تفکر است

سوال کردن از استاد امتحانات شفاهی جذابیت خاص خود را دارد چه آنکه همیشه آنها از طلبه ها سوال کرده اند و حالا در مقام جواب دادن بودند و من سعی کردم بجای همه طلاب این سوالت را مطرح کنم. نام استاد بیگدلی با امتحانات شفاهی گره خورده است طلبه ها از اتاق سه دلهره دارند چه آنکه سوالات استاد دقیق است و طلبه های کم کار ممکن است از عهده پاسخ دادن سوالات برنیایند ساعتی در خانه این استاد حاضر شدیم و ایشان با لطف و محبت از ما پذیرایی کردند و البته پاسخ سوالا ما را با حوصله جوابگو بودند.

 

چطور شد حضرتعالی وارد حوزه علمیه شدید؟

پدر ما در اثر ارتباطی که با مرحوم شهید دکتر بهشتی داشتند من را پیش آقای بهشتی در دبیرستان دین و دانش بردند. برای این که اسم نویسی کنم و کلاس 7 وارد شوم. ایشان با ابوی ما خیلی مأنوس بودند. چون ابوی ما لباس روحانیّت می‌دوختند و لباس‌های ایشان را هم ابوی ما می‌دوختند. قطع نظر از این مسئله‌ی رابطه‌ی با مشتری بودن ایشان، با ابوی ما رفیق بودند. یک نگاهی به من کردند بعد رو به پدر ما کردند گفتند که من یک پیشنهادی دارم،‌ ایشان گفتند: چه پیشنهادی؟ گفتند:‌ بگذارید ایشان طلبه شوند. بعد ایشان به من رو کردند گفتند:‌ حاضر هستی؟ به شهید بهشتی گفتند اگر خود او حاضر باشد من حرفی ندارم. از یاد نمی‌برم آن زمان 10 سال داشتم. به ما گفتند: حاضر هستی؟

از محضر ایشان بیرون آمدیم باز روی روابطی که ابوی ما با مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی داشتند من را به منزل حاج آقای فاضل آوردند و به ایشان گفتند که نظر آقای دکتر بهشتی این است که مهدی طلبه شود و ما از شما می‌خواهیم که برای ایشان استادی ترتیب دهید البته شأن شما اجلّ بر استاد مقدّمات و این‌ها است، چون آیت الله فاضل در آن زمان مکاسب تدریس می‌کردند ولی استادی را تعیین کنید که مهدی استفاده کند. ایشان گفتند: چشم من یک مقداری فکر کنم بعد به شما می‌گویم. بعد ایشان مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالحسین وکیلی قمّی را معرفی کرد ایشان از ادبا بود و منظومه‌ی فقهی دارد، بسیار مرد هم ملّایی بود، فاضل بود، متدیّن بود، در زندگی قانع بود و مورد توجّه علما هم بوده است. ایشان هم بر اساس این که فرزندانشان شاگرد ابوی در خیاطی بودند، قبول کرد که برای ما تدریس کند و به حمدالله ادبیّات را از ایشان استفاده کردم، ایشان بسیار در آموزش مسائل ادبی دقیق بود، خیلی نکات دقیقی داشت. در هر مسئله‌ی مثالی می‌زد، از من سؤال می‌کرد جواب می‌دادم. ما ادبیات را پیش ایشان تمام کردیم و بالاتر آمدیم، درس شرح لمعه آمدیم، مغنی آمدیم، مطوّل آمدیم، مطوّل را پیش مرحوم آیت الله شب‌زنده‌دار (رحمه الله علیه) استفاده کردیم. مغنی را در کنار بقعه‌ی مرحوم شیخ فضل الله نوری، از حضرت آیت الله مؤمن قمّی خودمان که من بسیار به ایشان علاقه و ارادت دارم استفاده کردیم. بعد آمدیم شرح لمعه را از مرحوم آیت الله ستوده و از آیت الله آقای صلواتی که الآن در قید حیات هستند و خداوند به ایشان طول عمر بدهد از ایشان استفاده کردیم. رسائل را باز بیشتر از مرحوم آیت‌ الله شب‌زنده‌‌دار استفاده کردیم. مکاسب را از مرحوم آیت الله فاضل استفاده کردیم و از بعضی آقایان دیگر هم زیاد استفاده کردیم.

 کفایه را پیش مرحوم آیت الله سلطانی استفاده کردیم که بسیار بیان روانی داشت و بسیار مطالب را پایین می‌آورد و مشکلات کفایه را با یک عبارات روان تبیین می‌‌کرد و خیلی من از درس مرحوم آیت الله سلطانی در کفایه خیلی لذّت می‌بردم. بعد هم برای خارج آمدیم چند ماهی از محضر امام خمینی ره که  مسائل مستحدثه استفاده کردیم البته آن زمان مسائل انجمن های ایالتی و ولایتی پیش آمد و امام دستگیر و آزاد شد و دوباره دستگیر و تبعید شدند و بیشتر نتوانستم از درس ایشان استفاده کنم.

 

حاج آقا! گویا شما تقریباً حدود سال‌های 1335، 1336 وارد حوزه شدید درست است؟

بله. سال 36 بود. چون من متولّد 1323 هستم. بعد از مدت کوتاهی که به درس امام می رفتم  یکی دو سال درس آیت الله العظمی مرحوم گلپایگانی شرکت کردیم و بعد درس مرحوم آیت الله حائری، آقای حاج آقا مرتضی حائری فرزند مؤسس حوزه و 11 سال ما از درس ایشان استفاده کردیم و بسیار عالم با عمل، عالم دقیق، عالمی که واقعاً صحبت‌های ایشان، روش ایشان، در شاگرد‌های او اثر گذار بود. اهل علم و عمل بود و واقعاً از محضر ایشان استفاده کردیم. ایشان نکات دقیقی داشتند با دقّت درس می‌فرمودند. علی ایّ حال ما بعد از مرحوم آیت الله العظمی حائری هم دیگر احتیاجی نبود در درس شرکت کنیم و بعد به مباحثات و تدریس پرداختیم و من از همان ابتدا که مثلاً مقدّمات می‌خوانم یکی از روش‌هایی که مرحوم آیت الله فاضل به من فرمودند می‌گفتند شما هر کتابی را که امسال می‌خوانی، کتاب قبل را تدریس کن. این مسئله‌ی تدریس را ایشان در ما زنده کرد. سیوطی می‌خواندم می‌گفتند: صمدیّه تدریس کن. مغنی می‌خواندم می‌گفتند: سیوطی تدریس کن. شرح لمعه می‌خواندم می‌گفتند: مطوّل را تدریس کن. رسائل و مکاسب  می خواندم می‌گفتند: شرح لمعه تدریس کن، کفایه می‌خواندم، می‌گفتند: مکاسب تدریس کن. روح تدریس را ایشان در ما زنده کرد و لذا من می‌توانم بگویم از ابتدای کتاب جامع المقدّمات تا کفایه تمام این‌ها را تدریس کردم منتهی بعضی‌ از آن‌ها رایک دوره و بعضی دیگر را سه دوره و بعضی‌‌های را حتّی چهار دوره، کفایه را می‌توانم بگویم که 4 دوره تدریس کردم. علی ایّ حال ایشان هم به گردن ما حقّی دارند. شب جمعه  است از خداوند متّعال می‌خواهیم درجات عالی ایشان را متعالی کند چون ایشان به گردن ما خیلی حق دارد. این مختصری از حالات درسی ما در این دوران بود.

 

هم مباحثه ای های شما در آن دوران چه کسانی بودند؟

در مسئله‌ی سیوطی و مغنی و این‌‌ها هم‌ مباحثه‌ای ما حجت الاسلام و المسلمین واعظ محترم آقای حاج خلیل شرعی است که اخوی آیت الله شرعی هستند از وعّاظ و از خطبا بودند که بسیار خطیب ارزنده‌ای بودند و بالاتر هم آقای حجت الاسلام و المسلمین حاج ابوالقاسم اشعری هم مباحثه ای من بودند ، با حضرت حجت الاسلام آقای مسعودی کاشانی که در حسینیه‌ی شهدا الآن نماز می‌خواند نیز مدتی بحث می کردیم.  جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای مجد که اهل ارومیّه هستند حجت الاسلام و المسلمین آقای جواهر قمّی، ما با این چند نفری درس های مرحوم آیت الله حائری را مباحثه می‌کردیم.

 

در دوره‌‌ای که حضرتعالی طلبه بودید ارتباط اساتید با طلبه‌ها چطور بود؟ خصوصاً که فرمودید که یک ارتباط بسیار خوبی با حضرت آیت الله فاضل داشتید؟

بله، این ارتباط اساتید با طلّاب بسیار خوب بود منتهی از اساس فرق داشتند. ما نمی‌توانیم همه‌‌ی اساتید را به یک نحو کلّی بگوییم. ولی در خصوص ارتباط آیت الله فاضل، ایشان خیلی با شاگردان خود، با محبّت رفتار می‌کردند، منزل ایشان می‌رفتند، اگر مریض می‌شدند،‌ بعد خلاصه اگر جشنی داشتند شرکت می‌کردند، خدایی ناکرده اگر عزایی داشتند در مجلس آن‌ها شرکت می‌کردند، تفقّد می‌کردند. در منزل آیت الله سلطانی هم پیش از ظهرها، شب‌های جمعه باز بود، شاگردان ایشان شرکت می‌کردند منتهی وضع حالی آیت الله سلطانی آن طور که باید اقتضا نمی‌کرد که آن طرف و این طرف زیاد بروند ولی اساتیدی که ما با این‌ها برخورد داشتیم غالباً نسبت به شاگردها با محبّت برخورد می‌کردند و مهربان بودند.

 

آن زمان درس های مصطلح اخلاق نیز در حوزه دایر بود یا اینکه ارتباط های استاد و شاگردی مسائل اخلاقی طلبه ها را ارتقا می بخشید؟

یک مدّتی مرحوم آیت الله مشکینی درس اخلاق داشت. یک مدّت زیاد هم آیت الله مظاهری در مسجد اعظم درس اخلاق داشت، یک مدّتی هم مرحوم آیت الله بهاءالدّینی درس اخلاق داشت. ولی آن چیزی که ما فهمیدیم بیشتر روش استاد بود که بیشتر از این دخالت داشت اگر طلبه ها استادی را قبول داشتند آن استاد بیشتر از درس اخلاق تأثیر گذار بود. درس اخلاق در جای خود خوب است ولکن وقتی که این استاد در حرکات و سنکات خود مواظب است به ویژه این که اهل عمل است اهل تقوا است، اهل دنیا نیست این‌ها بر روی شاگرد اثر می‌گذارد ولی درس اخلاق خوب است یک کلّیاتی گفته می‌شود، از بزرگان روایاتی خوانده می‌شود، ولی غیر از نشان دادن الگوی عملی است. الگوی عملی بودن غیر از بیان حقایق است. لذا تأثیر این به نظر می‌رسد که از آن بیشتر باشد.

 

گویا حضرتعالی بیشتر فقه و اصول را ادامه دادید، اساسا فقه و اصول برای حوزه‌، برای طلبه‌ها چه اهمیّتی دارد؟

 خب فقه و اصول آن تا کفایه و و یکی دو سال درس خارج مثل یک دوره عمومی می‌ماند  مثلا  شخصی که می‌خواهد دکتر شود باید یک دوره پزشکی عمومی را ببیند بعد برود تخصّص بگیرد. این یک مرحله‌ی عمومی است طلبه چه می‌خواهد مبلّغ شود، چه می‌‌خواهد امام جماعت شود، چه می‌خواهد مدرّس شود، باید یک مقدّمات و یک مرحله‌ی عمومی را  ببینند ولی بعد می‌خواهدکه می خواهد در رشته ای متخصّص شود لازم نیست که به صورت تخصّصی در جواهر تعمّق کند و اجتهاد کند ولی یک دوره‌ی عمومی برای همه لازم است از نظر ادبیّات و از نظر فقه، اصول وحتّی فلسفه‌ی مقدار مختصری، تفسیر که خیلی مهم است، این‌ها به عنوان یک دوره‌ی عمومی برای همه لازم است. بعد از این دوره عمومی، یک عدّه در مسئله‌‌ی فقه و اصول می‌روند، یک عدّه می‌خواهند فلسفه بخوانند، یک عدّه می‌خواهند تفسیر بخوانند، یک عدّه در وعظ و خطابه می‌روند، بعد این‌ رشته‌ها از هم جدا می‌شود.

 

گویا حضرتعالی داماد حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی هستید شاید خیلی از طلبه‌ها دوست داشته باشند که بدانند چطور شد که حضرتعالی با دختر ایشان ازدواج کردید؟

سن ازدواج ما رسیده بود حدود 25 سال داشتم. به فکر ازدواج افتادیم و حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی هم آن وقت در حوزه مشار بالمنان  بود از نظر فضل و علم و تقوا ما ایشان را می‌دیدیم. از همه‌ی جهات ایشان شایسته هستند بعد من به ابوی گفتم که اگر راهی باشد یک خواستگاری از صبیّه‌ی ایشان شود. ایشان گفت این مساله را از طریق آیت الله فاضل دنبال کنیم. پدرم به آیت الله فاضل  مساله را مطرح کردند ایشان گفتند: من اقدام می‌کنم و قبل از ما هم باجناق ما، خطیب محترم آقای حاج خلیل شرعی که ایشان داماد اوّل آیت الله العظمی شبیری شده بود پدر آقای شرعی هم مرحوم آیت الله شرعی از علمای قم بودند و بسیار مرد متّقی و پارسایی بودند. ایشان هم بنا شد که سفارش کنند. ابوی ما با مرحوم آیت الله فاضل با هم خدمت مرحوم آیت الله حاج سّید احمد زنجانی (رحمة الله علیه) والد حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی رفتند و ماجرا را بازگو شدند. ایشان گفتند: ما یک ‌فکری کنیم، یک استخاره‌ای کنیم، منتهی بعد از مدّتی بعد از فکر و استخاره، جواب مثبت دادند و این افتخار نصیب ما شد.

 

آن زمان آیا آیت الله شبیری فاصله طبقاتی یا مسائلی از این قبیل را مطرح نکردند؟

نظر ایشان این بود که صبیه ایشان با طلبه ازدواج کند. حالا این طلبه مثلاً از نظر وضع مالی، مال‌دار است یا نیست، نه هیچ توجّهی نسبت به این جهت نداشتند، در امور مادّی ایشان هیچ نظری نداشتند. نظر ایشان فقط این بود که  با طلبه ازدواج کند. نباید دنیا و دنبال مال باشیم. وضع آن زمان ما هم خیلی وضع عادّی بود، به علاوه این‌که ایشان هیچ توجّهی به این جهت نداشتند و قبول کردند.

 

 حاج آقا! به یاد دارید که آیا مراسمی هم برگزار کردید یا نه؟ چطور مراسمی بود؟

- بله بود، بعضی از آقایان تشریف آوردند ولی خوب زنانه را مفصّل داشتیم، ولی مردانه علی الخصوص به خاطر یاد ندارم که مختصر بود یا مفصّل.

 

الآن رابطه‌ی شما با آیت الله شبیری چطور است؟ به قول معروف داماد‌ها با پدر زن جمع می‌شوید، گپی می‌زنید؟

خیلی خوب است. هستند، داماد‌ها تشریف می‌آورند،‌ خدمت آیت الله می‌رسیم و مخصوصاً من هر وقت خدمت ایشان مشرّف می‌شوم سؤالاتی از ایشان می‌کنیم و من به واقع باید بگویم که ما چیزی نیستیم ولی اگر چیزی داریم بیشتر از آیت الله حائری داریم و حضرت آیت الله شبیری، از ایشان من خیلی استفاده کردم. زیاد استفاده کردم، مجلس زیادی می‌رفتیم، زمانی هم مقداری در درس ایشان هم شرکت کردم ولی استفاده‌های جلسه‌ای‌ من از نظر زمان خیلی بیشتر از زمان شرکت درس ایشان بوده است. خیلی من از ایشان استفاده کردم.

 

در جمع‌های فامیلی یک خانواده‌ی عالم، معمولاً چه حرف‌هایی زده می‌شود؟‌

ایشان که فقط از مطالب علمی صحبت می‌کنند. ایشان تا می‌نشینیم عروه را می‌آورند، عبارت‌های مکاسب را می‌آورند، می‌گویند: این‌جا عروه چنین مطلبی دارد. خلاصه سیّد چه می‌خواهد بگوید؟ یا در مکاسب شیخ چه چیزی می‌خواهد بگوید؟ ایشان حول و حوش مسائل علمی بحث می کنند.

 

بین فامیل‌ها محبّت خانوادگی وجود دارد، ایشان یک چنین نگاهی دارند؟

 بسیار با محبّت هستند ما که غیر از محبّت چیزی ندیدیم.

 

به بحث امتحانات شفاهی برگردیم. معمولاً طلبه‌ها، حضرتعالی را به اسم امتحانات شفاهی بیشتر می‌شناسند، چطور شد که حضرتعالی در بخش امتحانات شفاهی فعالیت را شروع کردید؟

پس از پیروزی انقلاب، حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) دستور تشکیل شورای مدیریّت حوزه را دادند و یکی از نماینده‌‌های امام، مرحوم آیت الله فاضل بودند؛ عرض شد که آیت الله فاضل بر روی آن روابطی که با ابوی ما داشتند و از وضع درسی ما هم اطّلاع داشتند، به من فرمودند: فلانی، شما تلویزیون را چند دقیقه‌ی دیگر، باز کن، گوش بده و بعد از یک ربعی با شما صحبت می‌‌کنم. ما هم گوش دادیم، دیدیم که اشخاصی خدمت امام ره بودند و مرحوم امام ره آیت الله فاضل را هم به عنوان یکی از اعضا برای تشکیل شورای مدیریّت معرفی کرده بودند. ایشان گفتند که من از شما دعوت می‌کنم شما از فردا بیایی و در بخش امتحانات شفاهی کمک کنید

ما آن‌جا رفتیم و ایشان دستور دادند که یک اتاقی را برای ما تهیّه کردند. در آن زمان من شرح لمعه و اصول فقه را امتحان می‌‌کردم. بعد از چند سال رسائل و مکاسب رفتیم و بعد از چند سال کفایه و حالا هم درس خارج هستیم. البته الآن هم پایه‌ی 10 و پایه‌ی 9 را هم امتحان می‌کنیم ولی در مسئله‌ی مصاحبه‌ی خارج هم الآن من هستم. فکر می کنم امسال سی و پنجمین سال باشد که در بخش امتحانات شفاهی مشغول هستم.

 

فلسفه برگزاری امتحان شفاهی چیست و چرا این مقدار برای حوزه اهمیّت دارد؟‌

 ببینید قبلاً هم مرحوم آیت الله العظمی بروجردی امتحان می‌گرفت هم آیت الله العظمی گلپایگانی بود و حتّی شهریه‌ای که امام (رضوان الله تعالی علیه) می‌خواستند آن زمان بدهند، امتحانات آیت الله گلپایگانی را قبول می‌کردند. امتحانات شفاهی براساس این است که طلبه آیا این‌قدر می‌تواند این مطالبی که گفته می‌شود را از عبارت دربیاورد یا نه؟ مهم این است. ممکن است یک حافظه‌ی خوبی داشته باشد، مطالب را کلّیتاً بیان می‌کند ولکن اگر که بیاید روی کتاب از این عبارت نمی‌تواند مطلب را دربیاورد.

لذا مفاهیم بسیار نقش دارد یعنی باید طلبه قدرت داشته باشد از متون عبارتها را دربیاورد. اگر امتحان فقط کتبی باشد ممکن است جزواتی را بخواند، سؤال و جواب‌هایی که بعضی‌ها نوشتند بخواند و در امتحان کتبی قبول شود ما موردی داشتیم که در امتحان کتبی نمره‌ی او 18 شده است ولی در امتحان شفاهی 8 می‌گیرد. چرا این طور است؟ چطور کتبی 18 شده است ولی شفاهی را 8 شده است؟ برای این‌که حافظه خوب بوده است توانسته است مطالب را حفظ کند امّا بر روی عبارت دقّت نکرده است. سر درس خوب گوش نداده است. مطالعه‌‌ی قوی نداشته است. هم‌مباحثه‌ی قوی نداشته است، بر روی عبارات دقّت نکرده است، لذا نمی‌تواند. امتحانات شفاهی به نظر می‌رسد بسیار نقش مهمی دارد و در این جهت مؤثر است.

 

حضرتعالی که سال‌های زیادی است که امتحان می‌گیرید یک طلبه چطور باید درس بخواند تا بتواند در این امتحان قبول شود؟

- یک جهت این است که شخص که می‌آید طلبه می‌شود، علوم ما مانند علوم ریاضی است. یعنی احتیاج به دقّت و استعداد دارد. در موقع پذیرش سعی کنند که افراد قوی پذیرش شوند. خود این استعداد قوی خیلی مهم است. باهوش باشد، به نمرات ریاضی کلاس‌های خود نگاه کند، نمره های ریاضی نمرات طلبه، قبل از این‌که بخواهد طلبه شود در دوره‌‌ی دبیرستان چطور بوده است؟ استعداد مهم است. ثانیاً وقتی داخل حوزه می‌شوند باید از استاد قوی استفاده کنند. پیش‌مطالعه داشته باشد ولو  از آن درس چیزی نفهمد، خود او مطالب را بخواند شاید چیزی در ذهن او بماند. بعد از درس به مطالعه بپردازد و مطالعه‌ی قوی کند و باید با هم‌مباحثه‌ی قوی به مباحثه بپردازد که متأسّفانه الآن در حوزه‌ی ما مباحثه دیگر خیلی کمرنگ شده است. زمان ما مباحثه می‌کردند، این مدرسه‌ی فیضیّه کنار حوض، طلبه‌ها گله به گله به قول ما قمی‌ها می‌نشستند چند تا چندتا بحث می‌کردند. خیلی بحث‌های قوی می‌کردند همین کار سبب ارتقای آن‌ها می‌شد. مباحثه خیلی اثر دارد. انتخاب استاد، ابتدای سال تحصیلی طلبه چند کلاس برود، یک هفته 5 کلاس درس برود. ببیند این استاد قوی‌تر است یا آن استاد؟ به شلوغی درس نگاه نکند. به خلوتی درس نگاه نکند. شلوغی ملاک نیست، خلوتی ملاک نیست، ممکن است شلوغ باشد، خوب باشد؛ ممکن است شلوغ باشد خوب نباشد. ممکن است خلوت باشد خوب باشد؛ ممکن است خلوت باشد خوب نباشد. باید ببیند این استاد از نظر دقّت و تحقیق و ریزه‌کاری‌ها و فوت کوزه‌گری‌ها و این‌ها چه چیزی می‌تواند از کتاب دربیاورد. این برای استاد مهم است و شاگرد هم خلاصه می‌فهمد. دیگر این‌که در موقع درس حواس او به استاد باشد، حواس او جای دیگری نباشد. مشغول نوشتن اطراف کتاب هم نباشد. در امتحانات من به این آقایان طّلاب عزیز عرض کردم گفتم: آقایان! این‌ها را ننویسید، این نوشته‌‌های اطراف کتاب حافظه‌ی شما را رفته رفته خراب می‌کند. آن چه در ارتقای شما مؤثر است گوش دادن به استاد، نگاه کردن به چشم استاد است که مطالب در ذهن شما می‌آید، بعد شب بروید اگر یک نکاتی را استاد گفته است شما آن‌ها را در دفتر یادداشت کنید.

 

یاداشت برداری بعد از کلاس باشد؟ 

بله بعد از کلاس، آن هم در شب، نه در طول درس، هنگام درس گفتن.  من با این نوشتن‌‌های سر درس موافق نیستم. برای این‌که نوشتن در موقع درس، دیگر به او فرصت تأمّل بر روی صحبت‌های استاد نمی‌دهد. استاد هرچه می‌گوید او دائماً‌ می‌نویسد. امّا این‌که چه چیزی می‌گوید مشخص نیست. یکی از خصوصیّات زمان سابق این بود که طلاب حواسشان به درس استاد بود در درس امام (رضوان الله علیه) در مسجد سلماسی، این آقایان و فضلا که الآن خود از مراجع هستند به امام اشکال می‌کردند. اصلاً آن زمان کسی درس نمی‌نوشت، یا درس امام، یا درس آیت الله بروجردی، هیچ. هیچ کس نمی‌نوشت. فقط همه گوش می‌دادند. شب میبردند نکاتی که مرحوم آیت الله بروجردی یا امام (رضوان الله علیه) فرموده بودند:‌ احیاناً‌ در کتابی نبود، این‌ها را به عنوان اشکالی بر این کتاب می‌نوشتند. ولی الآن شما کتاب‌ها را ببینید سر امتحانات می‌آورند پر نوشته است. بعضی از آن‌ها هم می‌گویند اساتید ما، حالا بعضی از اساتیدی که گفتند بنویسید نمی‌دانم این‌ها چه نظری داشتند. این استاد‌ها نمی‌دانم چرا این طور می‌فرماید، او باید بگوید که گوش دهید. گوش دهید تا داخل مرکز ذهن شما این مطالب قرار گیرد و شب بر روی آن مطالعه کنید و اگر من مطلب جدیدی داشتم آن را یادداشت کنید. قاعده این است. اگر این‌طور باشد، هم در ذهن او می‌ماند و هم حافظه را خراب نمی‌کند. اینگونه  نمی‌شود که از او سؤال کنند، بگوید: من کتاب و دفتر خود را نگاه کنم جواب دهم.

 

بعضی از طلبه‌ها می‌گویند‌ که در امتحانات شفاهی، اساتید بیشتر از این که به محتوا اهمیّت بدهند، به ادبیّات اهمیّت می‌دهند. یعنی اگر یک فردی ادبیّات خود را چند خط درست بخواند یعنی قبول شده است و اگر درست نخواند بعد از آن به محتوا توجه نمی شود آیا چنین است؟

بعضی از آقایان طلّاب بی‌لطفی می‌کنند. برای این‌که در آن پرونده‌ای که است نوشته شده است که نمره‌ی ادبیّات 3 نمره دارد. منتهی اگر احیاناً یک طلبه‌ای عبارت را از نظر ادبی خوب می‌خواند و جایی که این‌جا  خبر مبتدا تمام می‌شود، خبر مبتدا ساکن می‌شود. دوباره بر روی شرط و جزاء می‌آید، می‌فهمد کدام شرط است و کدام جزاء شرط است. آیا جمله‌ی بعد متمّم جمله‌ی قبل است یا استیناف است. دیگر بر او اطمینان حاصل می‌شود که احتیاج به دوباره خواندن ندارد. بعد از او سؤال می‌کنند اگر موردی هم بیاید که به ادبیّات تنها اکتفا شده است این در صورتی است که نوعی عبارت را خوانده است که کاشف از این است که مطلب را فهمیده است.

 باز تطبیق بر عبارت نمره دارد. توضیح مطالب نمره دارد، این‌ها کسر و انکسار می‌شود. البته بعضی از آقایان طلّاب یک مقداری هم توقّع دارند و حالا توقّع آن‌ها از ما این است که این قسمت را چرا از ما می پرسید و جاهای دیگر را نمی پرسید خوب خود آن‌ها کار نکردند. یک قسمتی را هم که باید به آن‌ها حق داد این است که وضع معیشتی این‌ها مشکل دارد. این وضع معیشتی الآن سبب می‌شود که این‌ها نتوانند آن طور که باید درس بخوانند. کنار درس به کار دیگری مشغول می‌شوند. برای این که بتوانند زندگی خود را اداره کنند، این هم قضیه‌ای است. با این‌که الآن الحمدلله نسبتاً مقام معظّم رهبری، خداوند طول عمر او را زیاد کندبه طلاب کمک می کند و یک عدّه‌ی دیگر هم می‌خواهند قبول شوند می‌خواهند به اداره‌ای‌، جایی بروند. البته  الآن طوری است که ضبط صوت گذاشتند، ایشان می‌خواند من گوش می‌دهم. سؤال می‌کنم، اگر اعتراض دارد بیاید اعتراض کند. بعد این ضبط صوت را باز می‌کنند اگر من نمره نداده باشم نمره می دهند.

 

نکته‌ی دیگری که وجود دارد این است که بعضی از طلبه‌ها می‌گویند اگر به فرض در امتحان شفاهی آن‌ها با لباس شخصی بروند، ریش کمتری داشته باشند، یا لباس رنگی پوشیده باشند،‌ ممکن است که قبول نشوند رعایت زی طلبگی آیا نقشی در قبول شدن یا نشدن دارند یا ندارد؟چون مثلاً‌ ممکن است که آقایان تشخیص دهند که آن‌ها دنبال مدرک هستند و احیاناً به دانشگاهی بروند یا اداره ای بروند این چنین چیزهایی هم مطرح است؟

 البتّه ما این را در امتحانات تذکّر می‌دهیم. طلبه باید «ذی» طلبگی را حفظ کند. ما به این آقای طلبه می‌گوییم: آقا این لباس شما با این رنگ آیا مناسب با طلبگی است یا نیست؟‌ این موی شما،‌ نمی‌گوییم شما موی خود را بتراشید، نه شما مو داشته باشید، امّا مثلاً فوکل گذاشته است. آیا فوکل و این موی بلند با طلبگی آیا مناسبت دارد یا مناسبت ندارد؟‌ این از باب تذکّر به این‌ها گفته می‌شود. نه این که خلاصه مؤثر در نمره باشد.

 

تأثیری در نمره ندارد؟‌

نه، تا جایی که من از آقایان اطّلاع دارم، دیدم، تأثیری در نمره ندارد، ولی این را تذکّر می‌دهیم که شما «ذی» طلبگی را حفظ کنید.

 

طلبه‌ها در مدراس مختلفی در سطح کشور در حال درس‌‌خواندن هستند، سطح مدارس که یک طور نیست. طلبه‌ای که مثلاً در مدرسه‌ی معصومیّه یا شهیدین خوانده است با آن طلبه‌ای که در گوشه‌ای از این کشور با اساتیدی که نه چندان قوی درس خوانده است، این‌ها با هم تفاوت دارند. این‌ها را شما در امتحان شفاهی لحاظ نمی‌کنید؟

ما از طرف حوزه برای تشخیص علمیّت طلبه هستیم. حالا این آقا در گوشه‌ای از مملکت است که استادی قوی نداشته است، هم‌مباحثه‌ای نداشته است ولی آیا در این‌جا چون این شرایط بوده است ما بدون این که این کتاب‌ها را بلد باشیم و نتواند عبارات را معنا کند، ما بیننا و بین الله می‌توانیم او را قبول کنیم؟ آیا این به خود این طلبه ظلم نیست؟ قبول کردن یک چنین آدمی ولو منشأ آن این است که خود او تقصیری ندارد. منشأ آن این است که آن‌جا به استاد دسترسی نداشتند. ما هم می‌گوییم خب چند ماهی به قم بیا، خلاصه قم بمان، بعد استفاده کن امتحانات خود را بده و بعد برو به شهرستان. چند راه جمع دارد ولی مجرّد این که در یک محیطی درس خوانده است که آن‌جا به کسی دسترسی نداشته است، ما خب چکاری می‌توانیم انجام دهیم؟ ما راهی نداریم. ما نمی‌توانیم او را قبول کنیم. عبارت را بلد نیست. خوب منشأ آن این است که من دسترسی به استاد نداشتم، خب اگر شما به استاد دسترسی نداشتی، نمی تواند مجوّز این باشد که من شما را قبول کنم شرعاً می‌شود این کار را کرد؟‌

 

حاج آقا! چندین سال است که بازار جزوه‌خوانی و تلخیص‌خوانی خیلی رواج پیدا کرده است. اثر این را شما در امتحان شفاهی چطور می‌بینید؟

اگر طلبه حافظه‌ی قوی داشته باشد در امتحانات کتبی با همین جزوات و تلخیص نویسی‌ها قطعاً قبول خواهد شد. برای این که در امتحانات کتبی بیشتر مسائلی که کلّی هستند و او هم تلخیص را خوانده است، ترجمه را خوانده است، یاد گرفته است و حافظه‌ی قوی‌ هم دارد ولی اگر همین سؤالاتی که در امتحان کتبی از او شده است را متن کتاب بیاوریم و به او بگوییم که متن کتاب راجع به این سؤال است این را بخوان و مطلب آن را دربیاور، در این‌جا می‌ماند و ما از این آقایان فضلایی که این تلخیص و جزوه نویسی‌ها را می‌کنند ما واقعاً یک استدعای عاجزانه داریم و آن این است که این‌ها خدمت به طلبه نیست. خدمت به طلبه این است که روح تعمّق و تأمّل در طلبه زنده شود. او به صورت طوطی‌وار، تئوری یاد می‌گیرد جواب هم می‌دهد. خوب سؤال کتبی این است که وقتی سؤال را می‌خواند جواب می‌نویسد نمره می‌گیرد ولکن در امتحان شفاهی او است که ما او را به چالش می‌کشیم. آن وقت نمی‌تواند مطلب را از آب دربیاورد. پس معلوم می‌شود که دقّت نداشته است. همین‌طور طوطی‌وار این جزوات و تلخیص‌ها را خوانده است و قبول شده است. بعضی از آن‌ها می‌گویند: لازم نیست این‌ها به صورت خلاصه خوانده شود، می‌گوییم: اصلاً حوزه‌‌‌ی علمیّه از همان ابتدا براساس تعمّق و تفکّر است. مرحوم امام (رضوان الله تعالی علیه) می‌فرمایند: این فقه جواهری و فقه سنّتی یعنی تعمّق و تفکّر. این تعمّق و تفکّر است که می‌تواند إن شاءالله مجتهدین آینده به حوزه تحویل دهد. ولکن اگر بنا باشد براساس این تلخیص‌ها باشد، براساس این جزوه‌نویسی‌ها باشد، آن‌ها این جزوات را حفظ می‌کنند،‌ امتحان می‌دهند قبول هم می‌شوند ولی آن تعمّق و تفکّر را ندارند. لذا آن وقت ما در مسائل علمی دچار مشکل می‌شویم. نمی‌توانیم در آینده مجتهدین زیادی داشته باشیم. به نظر می‌رسد که این جزوه‌ نویسی‌ها ولو این آقایان فضلا، اساتید، بعضی از آ‌ن‌ها می‌نویسند باید از آن‌ها خواهش کرد و بگوییم: آقا شما لطف کنید، آقایی کنید این کار را نکنید. والّا خود من که 35 سال است این‌جا هستم اصلاً‌ بهترین سؤالات را می‌توانم طرح کنم، می‌توانم در حدّ یک کتاب 200 صفحه‌ای سؤال به عنوان حل المسائل سؤالات حوزه بنویسم. به من پیشنهادهای زیادی دادند، زیاد هم به من پیشنهاد دادند ولی من دیدم این ولو شاید این کتاب چه بسا خریدار زیادی داشته باشد، پول حسابی هم به جیب ما می‌آمد، ولی من دیدم این خدمت به حوزه نیست. این رفته رفته حوزه را ضعیف می‌کند. لذا من قبول نکردم.

 

برخی از اساتید عرض کنم خصوصاً اساتید قدیمی از وضعیّت درس‌خواندن طلبه‌های امروزی انتقاد دارند. شما که در واقع امتحان شفاهی می‌گیرید وضعیت علمی طلبه ها را چگونه می بینید؟ آیا با طلبه هایی هم مواجه می شوید که درسشان خیلی خوب باشد؟

 بله ما همین دیروز نمره‌ی 18 داشتیم. حالا بعضی‌‌ها راجع به ما مبالغه می‌کنند، می‌گویند 18 ایشان خیلی خوب است. حالا لطف آن‌ها است. احیاناً گاهی هم نمره‌ی 20 داشتم و خود این مرکز مدیریّت به آن‌ها جایزه می‌دهد، بن کتاب می‌دهد. حالا این را نمی‌خواستم عرض کنم، خود من اگر ببینم طلبه‌ای از نظر وضع مالی ضعیف است و درس او خوب است، خود من به او کمک می‌کردم. نه این‌که از خود من باشد. بالاخره از جاهایی می‌گرفتم، از جایی به عنوان سهم می‌رسید، به عنوان کمک به طلبه‌ای، کمک می‌کردم، مورد این گونه هم داشتیم. منتهی خوب کم است. این مورد نسبت به آن موارد کمتر است. ولی مورد این‌گونه داشتم. حتّی عقیده‌ی من این است که این اشخاص را گلچین کنند و تشویق کنند.

 

حاج آقا! بعضی از طلبه‌ها می‌گویند:‌ هر طلبه‌ای به اتاق حضرتعالی برای امتحان شفاهی بیاید معمولاً قبول نمی‌شودچنین چیزی صحّت دارد؟

 این را راجع به ما شایعه کردند. ولی خدای متعال می‌داند که ما اصلاً اهل این حرف‌ نیستیم. این یک شایعه است. گاهی هم از شانس ما به طلبه‌های ضعیف برخورد کردیم و افتادند و نمره کم‌ آورند و می‌گویند: اتاق فلانی مشکل دارد، یعنی کمتر قبول می‌شوند. در حالی که شما بروید در بایگانی ببینید نمرات قبولی من را بیاورید با نمرات قبولی دیگران ملاحظه کنید. کلّی نگاه کنید. اتّفاقاً طلبه‌هایی به من مراجعه کردند ما از کلاس امتحان شما بیرون می‌آییم، می‌گوییم حتما افتادیم بعد که به ایشان پیامک می‌زنند که قبول شدید، تعجّب می‌کنند. می‌گویند: آن طور که شما در امتحان با ما برخورد کردید ما گفتیم حتماً مردود هستیم. می‌گوییم: اگر ما سؤالاتی می‌کنیم این برای این است که شما ورزیده شوی، ذهن شما قوی شود، تربیت شود. غرض ما از این سؤالات این است که این سؤالات را در مقام نمره به حساب شما بگذاریم. مقام نمره یک مقامی است، مقام سؤال کردن یک مقام دیگری است. سؤال می‌کنیم جواب می‌دهیم تا جنبه‌ی علمی شما تقویت شود. امّا نمره را بیننا و بین الله حساب می‌کنیم. این در حدّ قبولی است یا نیست و من بارها گفتم: خداوندا! می‌دانی که ما تا بتوانیم عمداً، متعمّلاً، عالماً‌ این کار را نمی‌کنیم که حقّ کسی ضایع شود.

این مطلب در شماره 20 مجله حاشیه منتش شد.

نظرات   

 
0 #1 مصطفی میگه 1394-05-27 09:21
سلام جناب تاران عزیز

من یکی از خواننده های وبسایت شما هستم که به تازگی دروس سطح حوزه رو به پایان رسوندم و از سال آینده ضمن اشتغال به تحصیل در یکی از مؤسسات تخصصی قم، قصد شرکت در مقطع خارج فقه و اصول رو هم دارم.(یعنی فعلا در حال تحقیق و بررسی هستم)

از اون جا که همیشه نوجویی و زاویه دید بکر و بدیع شما در نگارش مطالبتون رو تحسین کرده ام، امروز به نیت پیدا کردن یادداشتی در خصوص دروس و اساتید خارج حوزه علمیه قم، آرشیو مطالبتون رو مرور کردم اما چیزی نیافتم! جای این موضوع در وبلاگتون حسابی خالیه.

موفق و مؤید باشید
===========
سلام وادب
ممنونم از لطف شما
سعی می کنم در شروع سال تحصیلی حتما مطلبی در این زمینه باشه ایشالله
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی